اختصاصي جنبش سرخ حسيني - اخباري از محافل پراكنده و وفال فال فتنه در يافت گرديده است كه در سر جمع ، از سردر گمي ،عدم تمركز و انفجار دروني اين خود فروختگان حكايت دارد .
مطالب زير بخش هايي از ماحصل گفتمان ها و پيشنهاد هاي اين جلسات پراكنده مي باشد كه اطلاع از آنها و مشاهده استيصال اين بيچاره ها خالي از لطف و عبرت آموزي نيست:
توضيح اينكه هر يك از بند هاي زيرمربوط به مطالب يك جلسه مي باشد و ربطي به بند هاي ديگر و جلسات ديگر ندارد .
ج 1)- شرايط بوجود آمده ما را به نقطه اي رسانده كه يا بايد دست به مقاومت مسلحانه بزنيم و يا براي مدت طولاني به سايه برويم .
ج 2)- ما از اول هم نبايد بدنبال سال گرد و اين چيز ها مي رفتيم ، ديگه خودمان كه خبر داشتيم چه خبر است
--- البته در تئوري جواب مي داد ولي اگر يادمون باشه آقاي .... در همان زمان گفت نظام اهل باج دادن نيست . --- مقصر آقاي ... واصراربه پيشنهاد دادن و اينكه اگر كذا كنيم كوتاه مي آيند و....
ج 3)- ديگه نميشه جمعش كرد ، اصرار هم بكنيم خودمون را به خطر مي اندازيم .--- مي شود به روال قبل با كار رسانه اي فضا را را بدست بگيريم .--- نه اين فايده ندارد .--- چرا اتفاقا فايده دارد ، اگر جابزنيم تا ته خورديم . --- اگه فكر اساسي نكنيم و .. نميدونم بلاخره بايد از اين تنگنا بيرون بيائيم
ج 4)- من سئوال كردم آقاي.... گفت چاره اي نداشتيم .--- خوب بهتر نبود از يك يا دو هفته قبل اينكار را مي كرديم ، ديگه اينقدر دست بسته نمي شديم .
ج 5)- حقيقتا افتضاح شد ، حالا ما كدام طرف را بگيريم .--- نمي خواد طرف كسي را بگيري بايد صبر كرد و شرايط را ديد .
ج 6)- نگذاشتن مراسم برگزار شود ، باور كنيد حد اقل هزار نقر مي آمدند تو خيابون .--- خالي نبند ، همه اونها كه بايد مي آمدند همين ها بودند كه آمدند .--- نه بيشتر از اين است ، تو تحت تاثير القائات كيهان قرار گرفتي .
ج 7)- نظر آقاي ... چي هست .--- ايشان ترجيح مي دهند فعلا سكوت كنند .
ج 8)- با عطا صحبت كردم ، گفت حداقل يك ندا به ما مي داديد تا اينجوري ....گيجه نگيريم
ج 9)- چيزي تغيير نكرده ، ما مبارزه را ادامه مي دهيم و بدنبال راه بردهاي موثر تري خواهيم بود ، باور كنيد به شكل قبل و حركتهايي كه از سال گذشته شروع كرديم راه به جايي نمي برديم ، ما توي همان يك ماه اول بايد استراتژيمان را تغيير مي داديم و مطمئن هستم رژيم مارا به رسميت مي شناخت و ديگه لازم نبود همه چيز را به خاطر يك روش غلط به خطر بيندازيم و انطوري دستمان را خالي كنيم .
ج 10)- با اين آقايان به شكل قبل نمي شود ادامه داد ، رژيم هم دست ما را خوانده و شايد اينطوري برايش مطلوب بود .--- بنظرم ديدگاه آقاي خاتمي واقع بينانه تر بود.
ج 11)- بعد جريان ارتحال من مطمئن بودم ، برگ برنده دست ماست ، نتونستيم خوب استفاده كنين .--- اينطوري نيست در واقع سيد حسن همراهي نكرد .
ج 12)- بايستي براي مدتي دست به عصا باشيم ، خاتمي مي گفت نظام صبرش تمام شده است .--- يعني چيكار كنيم ، خوب اگه ادامه نديم كه چيزي از ما نمي مونه .--- ادامه هم بديم همينطوري مي شه .--- ببين هنوز به يك جمعبندي نرسيده ايم . --- من كه خوابم مي آيد .
ج 13)- ادامه كار به طرح و سناريو نياز دارد ، بايد ......
ج 14)- من نميدونم چرا تعارف مي كنيم ، بيائيد كار را يكسره كنيم .---- با شعار كار پيش نمي ره ، دستمان خالي خالي هم نيست ، خلاء هوادار را با چيز هاي ديگه اي بايد پر كنيم و يقينا موسوي هم روي اين گزينه فكر مي كند .
ج 15)- حكومت روي ما اشراف دارد ، باور كنيد منتظر هستند اوضاع ساكت شود تا دخل همه مارا بياورند .--- اونوقت ما خودمان داريم شرايط را براي بدام افتادن خودمان مساعد مي كنيم .